الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

38

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

الرَّبِيع : يكى از چهار فصل سال ( بهار ) . رَبَعَ فلان و ارْتَبَعَ : در فصل بهار اقامت گزيد و باقى ماند ، سپس اين معنى به هر اقامت و منزل گزينى و يا هر وقت كه اقامت كنند و به هر منزل كه در آنجا ساكن شوند تعميم يافته و - رَبْع - ناميده شده هر چند كه در اصل ويژه اقامت در فصل - ربيع - است . الرُّبَع و الرُّبَعِي : هر چيزى كه در بهار بدست مىآيد و حاصل آن فصل است ، و چون فصل بهار بهترين و شايسته‌ترين هنگام ولادتست بطور استعاره در بارهء هر فرزند و مولودى كه از پدر و مادر جوان حاصل مىشود ، مىگويند : أَفْلَحَ مَنْ كَانَ رِبْعِيُّونَ : كسى كه نوزاد بهارى دارد رستگار است . مِرْبَاع : هم چيزى است كه در بهار حاصل شده است . غيث مُرْبِع : باران بهارى . رَبَعَ الحَجَرَ و الحِمْلَ : چهار گوشهء سنگ و بار را گرفت . مِرْبَع : چوب چهار گوش كه با گرفتن چهار طرف آن ، بار را بر ستوران نهند ( مثل برانكارد ) . رَبِيعَة : سنگى است چهارگوش . ارْبَعْ على ظَلْعِك : ( خود را از كارى كه نتوانى نگهدار ، يعنى چهار زانو بنشين ) جايز است كه معنى اين عبارت ، ساكن باش يا با توانت سكنى گزين باشد و يا اينكه به معنى ، سنگ چهارگوش را با تمام توانت بردار . المِرْباع : بهرهء يك چهارمى كه سرپرستان از گوسفندان مىگيرند ، چنان كه مىگويند : رَبَعْتُ القومَ : يعنى به چهار قسمت تقسيمشان كردم ، و چهار يك بهره را از آنها گرفتم . الرِّبَاعَة : بطور استعاره از معنى فوق در بارهء همان رياست است كه به اعتبار اينكه چهار يك سهم‌شان را مىگيرد از اين روى مىگويند :